الفيض الكاشاني

416

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

در صورت ضرورت و يا حاجت مهمّى كه نزديك به ضرورت باشد مباح مىشود ليكن اگر چاره‌اى براى آن دارد حرمت همچنان باقى است . اين كه گفتيم سؤال در اصل حرام است براى آن است كه از سه امر حرام خالى نيست : 1 - اظهار شكايت از خدا ، چه سؤال ابراز فقر و ذكر نارسايى نعمتهاى خداوند نسبت به اوست و اين همان شكايت است ، همان گونه كه بندهء مملوك اگر از كسى درخواست چيزى كند درخواست او مايهء بدنامى و رسوايى مولاى اوست ، خواهش بندگان از يكديگر نيز براى خداوند متعال زشت و نارواست . به همين سبب بايد سؤال حرام شود و مانند خوردن مردار جز بر حسب ضرورت روا نباشد . 2 - سؤال موجب مىشود كه سؤال كننده خود را براى غير خدا خوار كند و مؤمن حقّ ندارد خويشتن را جز براى خدا ذليل سازد بلكه بر اوست خود را براى مولايش خوار كند ، چه اين باعث عزّت اوست . امّا ديگر مردم بندگانى مانند اويند و نبايد جز به حكم ضرورت خود را در برابر آنها خوار كند ، و در سؤال براى درخواست كننده در برابر درخواست شونده ذلّتى است . 3 - سؤال غالبا با آزار دادن به كسى كه از او درخواست مىشود همراه است ، زيرا بسا با خوشى خاطر حاضر به بذل مال نباشد و اگر چيزى به درخواست كننده دهد به سبب شرم يا براى ريا و خودنمايى باشد . در اين صورت آن چيز برگيرنده حرام است و اگر ندهد بسا از اين خوددارى شرمگين و آزرده خاطر شود و خود را در زمرهء بخيلان احساس كند ، چه اگر بدهد مالش نقصان پيدا مىكند و اگر ندهد به آبرويش صدمه وارد مىشود ، و اين هر دو آزار دهنده‌اند و سؤال كننده سبب اين آزار است و آزار دادن جز به حكم ضرورت حرام است . هنگامى كه نواهى مذكور را درك كنى معناى قول پيامبر خدا ( ص ) را خواهى دانست كه فرموده است : « سؤال از مردم از اعمال زشت است و از كارهاى زشت تنها همين حلال شده است . » « 70 » بنگر چگونه پيامبر ( ص ) سؤال را عمل زشت ناميده و روشن است كه كار زشت تنها به هنگام ضرورت مباح نمىشود . و نيز فرموده است : « هر كس در حال توانگرى سؤال كند خواهان پاره‌هاى زياد آتش جهنّم است ، « 71 » و كسى كه

--> ( 70 ) عراقى گفته است : مأخذى براى آن نيافتم . ( 71 ) سنن ابو داوود ، 1 / 378 ؛ عبد اللّه بن احمد ؛ الاوسط طبرانى و در سند آن ضعيف است ؛ مجمع الزّوائد ، 3 / 49 .